یه عکس یادگاری از یه روز خوب
مامانی امروز کلی با هم عروسک بازی کردیم و با صدای بلند خندیدیم خیلی لحظات خوبی رو گذروندیم من برات فیل و زرافه رو مینداختم توی تخت و تو محکم مینداختیش رو سر من و کلی میخندیدیم
من خرس کوچولو رو از لای نرده های تخت میاوردم تا مثلا پات رو بخوره و تو با پا میزدیش و فرار میکردی من با زرافه برات نقش یه زرافه که خیلی گشنش هست رو بازی میکردم و مثلا تورو میخواست بخوره و تو هم قهقهه میزدی وفرار میکردی
عروسکها رو با هم لالا کردیم و تشنشون بود بهشون اب دادیم خلاصه 45 دقیقه مشغول بودیم حسابی بعضی وقتا چشمهام رو میبستم و صدای خنده هات رو میشنیدم که تو خونه ساکتمون میپیچه دلم میخواد صدای خنده های کودکانت همیشه یادم بمونه پس تو برام بخند و من فقط گوش میدم بوووووس

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه عکس یادگاری از یه روز خوب
